اطبطب وادلع:اورا آزارمیدهم وبرایش می نازم.
یایقولی اناتغیرت علیه:به من میگویدکه رفتارم رابااوتغییرداده ام.
اناازعل اولع:بااوقهرمیکنم وبرایش عشوه می آیم.
ماهوکل همه ازای ارضیه:و او منتظر منت کشیدن من است.
قلوله ده انا برده ساعات فی حالات:به اوبگوییدمن نیز مانندخودش هرروز رفتاری دارم.
مره ازعل مره ادیله عینی:بعضی وقتها بااوقهر میکنم وبعضی اوقات میگویم چشمانم مال خودت.
مین فینا علی حاله کل الاوقات:کدامین نفر ازما اوقاتمان بایکدیگرشباهت دارد.
ده تاعبنی اوی طلع عینی:رفتارش ازتمام وجود خسته ام کرده.
لوازعل منه وقصر:اگربااوقهرکنم ومحلش ندهم.
یقول باقصرفی حقه ویاخذجنب:میگوید دیگردوستش ندارم واز من دوری میکند.
و لو افهمه یقول باظلمه:واگربفهمانمش دوستش دارم میگویدظالمم.
یفضل عیسسنی بمیت ذنب:وباعث میشود درهنگام مرگم عذاب وجدان بسراغم بیاید.
قال انابتغیرولاده عقله صغیر:به من میگوید که عوض شده ای یا اینکه کم عقلی.
حیر ألبی (قلبی)معاه:قلبم درکنارش متشوش است.
وحکم القوی بموت فی اوی:اورابخاطرصبرقوی ای که درعشق دارد تحمل میکنم.
وده اللی صبر نی علی هواه:وعشقم را این گونه تحمل مینمایم.

Saturday, February 11, 2006
Ya Tabtab Wa Dalla3 nancyajramsuperstar



